خانم مهرناز یوسفی من نمی دونم شما از بیان این مطالب چه قصدی
دارید ولی باید بگم من نه حوصلشو دارم و نه جنبشو
امیدوارم حرفتون شوخی بوده باشه
| + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 | ساعت19:3 | توسط حنانه |
سلام من یک ماه پیش به دوست خوبم مرد واقعی قول داده بودم
یک تولد براش بگیرم مناسبت اونم تولد دوبارشه یعنی اینکه تونسته
راهشو درست و بجا انتخاب کنه این روز رو انتخاب کردیم
ولی متاسفانه یه کم معرفتشون کم شد و بی خداحافظی رفتند
در هر صورت من می خوام به قولم عمل کنم و امیدوارم ایشون هم به
قولش عمل کنه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز روزی است که خداوند بزرگ و مهربان درهای رحمت و کرامت خود
را به رویت گشود
امروز روزی است که فرشتگان عالم برای تولد فرشته ای دیگر خوشحال
وشاد هستند و صدای هلهله و شادیشان از عرش به فرش و از فرش
به عرش میرسد
امروز روزی است که خداوند مهربان راه های نفوذ شیطان رانده شده
بسته و قلب مهربانت را سفید و دور از پلیدی ها کرده است
و امروز روزی است که دوستانت شاد و خوشحال از مهربانی دوستشان
به اواز و هلهله ی بهشتیان گوش سپرده اند



| + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 | ساعت12:41 | توسط حنانه |
سلام به همه ی شما دوستان عزیز
اول از همه باید بگم این وبلاگ مال من نیست و متعلق به مرد واقعی هست و نمی دونم چرا و به چه دلیل ایشون رفتن
ولی به هر حال این وبلاگ دست من امانت می مونه تا ایشون بیانو پس بگیرن
شاید اصلا لازم باشه روز ۲۳ تولد ایشونو در وب خودشون بگیریم البته تولد دوباره ی ایشونو
یاعلی
| + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 | ساعت13:24 | توسط حنانه |

