تبليغاتX
ورقه های سوخته



ورقه های سوخته

مطالب و عکس




سلام

پارسال درست همین روز بود که من اومدم و برای مرد واقعی نوشتم

نوشتم که دلم برای نوشته های شیرنشون تنگ شده نوشتم دلم می

خواد باز هم همون مرد واقعی قبل بشه درست روز معلم و من با چه

خوشحالی فراوانی که نمی تونم وصفش کنم منتظر جوابشون بودم

من تنها یک ماه تونستم از نعمت دوست خوبی چون ایشون به درستی

استفاده کنم

حدودا ۱۱ ماهه که مرد واقعی رفته ۱۱ ماهی که امیدوارم براش خوب

بوده باشه من که همیشه هم به یادش بودم و هم دعاگوش و هم

امیدوارم که برگرده

دوست من اگر تونستید برگردید همه ی ما منتظریم و غفلت ما رو به

بزرگواریه خودت ببخش ولی برگرد

امیدوارم همیشه سعادتمند باشید

یاعلی


+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 | ساعت19:36 | توسط حنانه |





سلام عید همتون مبارک

مرد واقعی امیدوارم امسال برگردید

راستش وقتی یاد پارسال این موقع ها می افتم دلم میگیره که اون

موقع قدر دوست و برادر خوبی مثل شما رو نمی دونستم

اگه زمانی از اینجا ها رد شدید بدونید همه منتظرتونن

یاعلی 


+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388 | ساعت18:57 | توسط حنانه |





به کجا چنین شتابان؟

گون از نسیم پرسید

    دل من گرفته زینجا

                      هوس سفر نداری

 زغبار این بیابان ؟

«همه ارزویم اما  چه کنم که بسته پایم...»

«به کجا چنین شتابان؟»

«به هر ان کجا که باشد به جز این سرا سرایم »

«سفرت بخیر اما تو و دوستی خدا را

چون از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران

برسان سلام ما را »

  محمدرضا شفیعی

  دوست من اگه از اینجا گاهی رد شدی به معنی این شعر خیلی توجه کن و بدون جات خیلی خالیه


+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387 | ساعت16:35 | توسط حنانه |





 سلام

ماه مبارک رمضان هم اومد ولی خبری از دوست خوبمون مرد واقعی نشد

خیلی از دوستانی که ایشون رو از نزدیک می شناختند هم دیگه سری نمی زنن و خبری نمیارن

فقط ماه ها پیش دوستشون خانم مهرناز خبری به من دادن که خیلی ناراحت کننده بود

و من امیدوارم تنها شوخی بوده باشه

امیدوارم بتونم این امانتو به درستی تا بازگشت مرد واقعی نگه دارم

یاعلی


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 | ساعت10:55 | توسط حنانه |





دوست عزیز

مرد واقعی عزیز همه ی ما هنوز هم منتظر بازگشتتون هستیم

با این حال امیدوارم هر جا که هستید سالم و سلامت باشید و ما رو

فراموش نکرده باشید

                  یاعلی


+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 | ساعت23:0 | توسط حنانه |





خانم مهرناز یوسفی من نمی دونم شما از بیان این مطالب چه قصدی

دارید ولی باید بگم من نه حوصلشو دارم و نه جنبشو

امیدوارم حرفتون شوخی بوده باشه


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 | ساعت19:3 | توسط حنانه





سلام من یک ماه پیش به دوست خوبم مرد واقعی قول داده بودم

یک تولد براش بگیرم مناسبت اونم تولد دوبارشه یعنی اینکه تونسته

راهشو درست و بجا انتخاب کنه این روز رو انتخاب کردیم

ولی متاسفانه یه کم معرفتشون کم شد و بی خداحافظی رفتند

در هر صورت من می خوام به قولم عمل کنم و امیدوارم ایشون هم به

قولش عمل کنه

                                                          

امروز روزی است که خداوند بزرگ و مهربان درهای رحمت و کرامت خود

را به رویت گشود

امروز روزی است که فرشتگان عالم برای تولد فرشته ای دیگر خوشحال

وشاد هستند و صدای هلهله و شادیشان از عرش به فرش و از فرش

به عرش میرسد

امروز روزی است که خداوند مهربان راه های نفوذ شیطان رانده شده

بسته و قلب مهربانت را سفید و دور از پلیدی ها کرده است

و امروز روزی است که دوستانت شاد و خوشحال از مهربانی دوستشان

به اواز و هلهله ی بهشتیان گوش سپرده اند


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 | ساعت12:41 | توسط حنانه |



...


سلام به همه ی شما دوستان عزیز

اول از همه باید بگم این وبلاگ مال من نیست و متعلق به مرد واقعی هست و نمی دونم چرا و به چه دلیل ایشون رفتن

ولی به هر حال این وبلاگ دست من امانت می مونه تا ایشون بیانو پس بگیرن

شاید اصلا لازم باشه روز ۲۳ تولد ایشونو در وب خودشون بگیریم البته تولد دوباره ی ایشونو

                     یاعلی


+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 | ساعت13:24 | توسط حنانه |